مقاله تحلیلی اشغال عراق ۲۰۰۳
و فهرستی از معروف‌ترین و تأثیرگذارترین فیلم‌هایی با اشغال عراق 


اشغال عراق ۲۰۰۳؛
جنگی برای آزادی یا مهندسی خاورمیانه؟

​​​​​​​
مقدمه:
  جنگی با بهانه‌ی «آزادی» و واقعیتِ اشغال  


جنگ و اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین مداخلات نظامی آمریکا بعد از جنگ ویتنام و جنگ اول خلیج فارس است؛ جنگی که با شعارهایی چون «خلع سلاح صدام»، «مبارزه با تروریسم» و «دموکراسی‌سازی خاورمیانه» آغاز شد، اما در عمل، ساختار سیاسی و اجتماعی عراق و کل منطقه را تا امروز زیر و رو کرد.
این جنگ نقطه‌ی اوجِ دوره‌ی هژمونی‌خواهی آمریکا پس از فروپاشی اتحاد شوروی بود؛ دوره‌ای که در آن، واشنگتن خود را «قدرت بلامنازع» جهان می‌دید و تصور می‌کرد می‌تواند نقشه‌ی خاورمیانه را با زور نظامی، فشار اقتصادی و مهندسی سیاسی از نو طراحی کند. عراق، با ترکیبی از نفت، موقعیت ژئوپلیتیک، و رژیمی منفور در افکار عمومی غرب، به هدفی ایدئال تبدیل شد.

اما پشتِ شعارهای رسمی، مجموعه‌ای پیچیده از انگیزه‌ها و اهداف قرار داشت:
1- کنترل منابع انرژی و خطوط انتقال؛
2- تضمین امنیت اسرائیل و توازن قوا علیه ایران و سایر بازیگران؛
3- نمایش قدرت برای تحکیم موقعیت آمریکا به‌عنوان پلیس جهانی پس از ۱۱ سپتامبر؛
4- و در سطح داخلی، بهره‌برداری سیاسی از ترس و احساسات جامعه‌ی آمریکا.

این مقاله تلاش می‌کند ابعاد مختلف چرایی و اهداف اشغال عراق را بررسی کند: از استراتژی‌های کلان و دکترین‌های امنیتی، تا بازی رسانه‌ها، ساختن روایت «دشمن»، و پروژه‌ی ناکام ملت‌سازی در عراق.

۱. زمینه‌ی تاریخی و سیاسی:
  از جنگ خلیج فارس تا ۱۱ سپتامبر   


برای فهم اشغال عراق در ۲۰۰۳، باید به عقب برگردیم؛ به جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱ و فضای پس از آن.
پس از حمله‌ی صدام به کویت در ۱۹۹۰، ائتلافی به رهبری آمریکا در ۱۹۹۱ به عراق حمله کرد و عراق را وادار به عقب‌نشینی کرد. هرچند صدام در قدرت باقی ماند، اما عراق زیر فشار تحریم‌های شدید اقتصادی، مناطق پرواز ممنوع و بازرسی‌های تسلیحاتی قرار گرفت. این بازرسی‌ها، بعدها بهانه‌ی اصلی برای ادعای «سلاح‌های کشتار جمعی» شدند.

در دهه‌ی ۱۹۹۰، دو روند موازی شکل گرفت:
1- تداوم فشار بر عراق
2- تحریم‌های سازمان ملل که به مرگ صدها هزار غیرنظامی، به‌ویژه کودکان، منجر شد.
3- حملات محدود هوایی آمریکا و بریتانیا به بهانه‌ی نقض مناطق پرواز ممنوع.
4- معرفی عراق به‌عنوان «دولت یاغی» (Rogue State) در ادبیات امنیتی آمریکا.
5- تغییر در تفکر استراتژیک آمریکا

پس از فروپاشی شوروی، نئومحافظه‌کاران در آمریکا به دنبال تثبیت «قرن آمریکایی» بودند؛ قرنی که در آن، آمریکا نه فقط قدرت برتر، بلکه مهندس نظم جهانی باشد.
در این چارچوب، خاورمیانه ــ به‌عنوان قلب انرژی جهان ــ باید تحت کنترل کامل ساختار امنیتی آمریکا درآید. عراقِ صدام، با سابقه‌ی جنگ با ایران، اشغال کویت و دشمنی با آمریکا و اسرائیل، هدفی «مناسب» جلوه می‌کرد.
حمله‌ی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نقطه‌ی عطفی بود که اجازه داد این برنامه‌ها از سطح نظری و لابی‌گری، به سطح سیاست رسمی و جنگ واقعی منتقل شود. با شوک ناشی از حملات القاعده، دولت جورج بوش پسر فضای روانی لازم را برای توجیه دکترین‌های جدید فراهم کرد.


۲. دکترین بوش و «محور شرارت»:
  معماری فکری جنگ  

​​​​​​​
پس از ۱۱ سپتامبر، دولت بوش «جنگ جهانی علیه ترور» را اعلام کرد. اما خیلی زود، هدف این جنگ، از صرفاً تعقیب القاعده به بازطراحی نقشه‌ی ژئوپلیتیک خاورمیانه و آسیای مرکزی گسترش یافت.
در سال ۲۰۰۲، بوش در نطق سالانه‌ی خود، از اصطلاح «محور شرارت» (Axis of Evil) استفاده کرد و سه کشور را در این محور نام برد: ایران، عراق و کره شمالی. در این روایت، عراق نه‌فقط یک رژیم سرکوبگر داخلی، که یک تهدید جهانی معرفی شد؛ رژیمی که به زعم واشنگتن:
◼️در پی دستیابی یا پنهان‌سازی سلاح‌های کشتار جمعی است؛
◼️از تروریسم بین‌المللی حمایت می‌کند؛
◼️و در صورت عدم مهار، می‌تواند تهدیدی برای آمریکا و متحدانش باشد.

در همین دوره، سند «استراتژی امنیت ملی آمریکا» (National Security Strategy) منتشر شد که برای اولین‌بار دکترین «حمله‌ی پیش‌دستانه» (Preemptive Strike) را به‌طور رسمی وارد سیاست آمریکا کرد. طبق این دکترین:
- آمریکا حق دارد قبل از آن‌که تهدیدی بالفعل شود، به آن حمله کند؛ به‌ویژه اگر آن تهدید با «ترور» و «سلاح‌های کشتار جمعی» گره خورده باشد.
در عمل، این سند به آمریکا این اختیار را می‌داد که بر اساس «ظن» و «ارزیابی اطلاعاتی» دست به جنگ بزند، بدون آن‌که الزاماً تهدیدی فوری و مستقیم وجود داشته باشد. عراق، نخستین میدان آزمایش این دکترین بود.​​​​​​​
​​​​​​​


۳. اهداف اعلامی:
  سلاح‌های کشتار جمعی، دموکراسی، مبارزه با ترور  


در سطح رسمی و رسانه‌ای، دولت بوش و متحدانش سه محور اصلی را برای توجیه جنگ با عراق برجسته کردند:

۳.۱ سلاح‌های کشتار جمعی (WMD)
مهم‌ترین و تکرار‌شده‌ترین دلیل، ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق بود. ادعا می‌شد که:

◼️رژیم صدام تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک پنهان کرده؛
◼️در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای است؛
◼️و می‌تواند این سلاح‌ها را به دست گروه‌های تروریستی برساند.
سخنرانی معروف کالین پاول در شورای امنیت سازمان ملل، جایی که لوله‌ای کوچک را به‌عنوان نمونه‌ای نمادین از مواد خطرناک نشان داد، یکی از نقاط اوج این روایت‌سازی بود. بعدها آشکار شد بسیاری از این ادعاها مبتنی بر اطلاعات نادرست، اغراق‌شده یا حتی جعلی بوده است.

۳.۲ ارتباط با تروریسم و القاعده
ادعای دوم، ارتباط عراق با تروریسم بین‌المللی بود. به افکار عمومی القا می‌شد که:

◼️احتمالاً میان صدام و القاعده روابطی وجود دارد؛
◼️عراق می‌تواند پناهگاه یا پشتیبان شبکه‌های تروریستی باشد.
این ادعا هم بعدها فاقد شواهد قوی ارزیابی شد. صدام یک دیکتاتور سکولار بود که اساساً با اسلام‌گرایی رادیکال مشکل داشت. اما برای دستگاه تبلیغاتی واشنگتن، کافی بود که نام عراق با ۱۱ سپتامبر و القاعده در یک قاب قرار بگیرد تا بخش بزرگی از جامعه‌ی آمریکا، پیوندی احساسی میان آن‌ها برقرار کند.

۳.۳ دموکراسی‌سازی و «آزادسازی مردم عراق»
شعار سوم، جنبه‌ی اخلاقی و بشردوستانه به جنگ می‌داد:

◼️ملت عراق از دیکتاتوری صدام رنج می‌برد؛
◼️آمریکا و متحدانش می‌خواهند مردم عراق را آزاد کنند و دموکراسی برایشان بیاورند؛
◼️عراق دموکراتیک می‌تواند الگویی برای اصلاحات در کل خاورمیانه باشد.
این شعار، هم برای افکار عمومی داخلی در غرب، و هم برای برخی نیروهای سیاسی در منطقه جذاب بود. اما آنچه در عمل رخ داد، فروپاشی ساختار دولت، گسترش خشونت فرقه‌ای، و تثبیت نوعی هرج‌ومرج ساختاری بود که سال‌ها ادامه یافت و زمینه‌ی ظهور داعش را فراهم کرد.

۴. اهداف پنهان و واقعی‌تر:
  نفت، ژئوپلیتیک، امنیت اسرائیل، مهار ایران  


فراتر از شعارها، تحلیل‌گران و اسناد مختلف بعدی، به مجموعه‌ای از اهداف واقعی‌تر اشاره می‌کنند که در معماری جنگ عراق نقش جدی داشتند.

۴.۱ نفت و کنترل انرژی
◼️ عراق یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت جهان را دارد. کنترل یا نفوذ بر این ذخایر، به معنای داشتن دست بالا در اقتصاد جهانی انرژی است.
◼️ شرکت‌های بزرگ نفتی غربی، سال‌ها به بازار و میادین نفتی عراق چشم دوخته بودند.
حذف یک رژیم خصمانه و جایگزینی آن با حکومتی وابسته یا نزدیک به آمریکا، می‌توانست راه را برای قراردادهای سودآور و دسترسی استراتژیک باز کند.
البته، تقلیل جنگ عراق فقط به «نفت» ساده‌سازی است، اما نفت، یکی از ستون‌های اصلی معادله‌ی قدرت در خاورمیانه است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.
​​​​​​​
۴.۲ مهندسی ژئوپلیتیک منطقه و توازن قوا
با سقوط صدام، دو تغییر مهم در توازن قوا رخ داد:

◼️ حذف یک رژیم عربی ملی‌گرا که در گذشته با ایران جنگیده بود؛
◼️ ایجاد خلأ قدرتی که می‌توانست به نفوذ بیشتر ایران و در عین حال، توجیه حضور طولانی‌مدت آمریکا بیانجامد.

به نظر می‌رسد بخشی از طراحان جنگ تصور می‌کردند که:
◼️با اشغال عراق، می‌توانند حکومتی شکل دهند که در مدار واشنگتن و نزدیک به برخی کشورهای عربی همسو با آمریکا باشد؛
◼️ از خاک عراق به‌عنوان پایگاهی دائمی برای فشار بر ایران، سوریه و حتی ترکیه استفاده کنند؛
◼️ و در نهایت، نقشه‌ای از خاورمیانه‌ای «قابل کنترل» بسازند.

اما نتیجه در عمل متفاوت شد:
◼️ سقوط صدام، دشمن اصلی ایران در غرب مرزهایش را حذف کرد؛
◼️ نخبگان سیاسی شیعه که برخی پیوندهایی با ایران داشتند، به قدرت رسیدند؛
◼️ و عراق به میدان رقابت پیچیده‌ای میان آمریکا، ایران، کشورهای عربی و دیگر بازیگران تبدیل شد.

۴.۳ امنیت اسرائیل و شکستن محورهای تهدید
ایران، عراق، سوریه و گروه‌های مقاومت فلسطینی و لبنانی در ادبیات امنیتی اسرائیل، حلقه‌های یک زنجیره‌ی تهدید محسوب می‌شدند. از این منظر:

◼️ حذف عراقِ «بعثی» از معادله‌ی نظامی منطقه، فشار را از روی اسرائیل کم می‌کرد؛
◼️ حضور نظامی آمریکا در عراق، حلقه‌ی محاصره‌ی جدیدی پیرامون ایران و سوریه ایجاد می‌کرد؛
◼️ و پروژه‌های بعدی مانند فشار بر سوریه، مهار ایران، و طرح‌های صلح تحمیلی بر فلسطینی‌ها، می‌توانست با پشت‌گرمی به این تغییر توازن قوا پیش برود.
​​​​​​​
۴.۴ نمایش قدرت و ترساندن دیگران
در سطح جهانی، جنگ عراق پیام سیاسی روشنی داشت:

◼️ آمریکا نشان داد که برای رسیدن به اهدافش، حاضر است بدون مجوز شورای امنیت و حتی در مواجهه با مخالفت بخش مهمی از افکار عمومی جهان، دست به جنگ بزند؛
◼️ این پیام برای سایر قدرت‌های جهانی، و نیز برای دولت‌های مستقل یا مخالف سیاست‌های آمریکا در منطقه، نوعی هشدار بود: مقاومت در برابر خواست واشنگتن هزینه دارد.
به تعبیر برخی تئوریسین‌ها، اشغال عراق بخشی از تلاش برای تثبیت «لحظه‌ی تک‌قطبی» آمریکا بود؛ لحظه‌ای که در آن، هیچ قدرتی نتواند اراده‌ی واشنگتن را به چالش بکشد.​​​​​​​​​​​​​​


۵. نقش رسانه‌ها:
  ساختن اجماع برای جنگ  


هیچ جنگ بزرگی بدون همراهی یا سکوت بخش مهمی از دستگاه رسانه‌ای امکان‌پذیر نیست. جنگ عراق، نمونه‌ای کلاسیک از این موضوع است که چگونه رسانه‌های بزرگ، به‌جای نقد قدرت، تبدیل به بلندگوی روایت رسمی می‌شوند.

۵.۱ روایت‌سازی درباره‌ی سلاح‌های کشتار جمعی
در ماه‌های منتهی به جنگ:
شبکه‌های خبری بزرگ آمریکایی و بریتانیایی، مدام گزارش‌ها و تحلیل‌هایی پخش می‌کردند که ادعاهای دولت درباره‌ی WMD را جدی و محتمل جلوه می‌داد؛
تکرارِ مداومِ این ادعاها، حتی بدون شواهد قاطع، فضایی ساخت که در آن، «احتمال» داشتن سلاح‌های کشتار جمعی به‌تنهایی کافی به نظر می‌رسید.
منتقدان، کارشناسان مستقل و گزارش‌های متناقض یا کم‌اهمیت جلوه داده شدند، یا در حاشیه ماندند. ساختار رسانه‌ای غالب، به‌جای طرح پرسش‌های سخت، اغلب نقش تقویت‌کننده‌ی پیام کاخ سفید را بازی کرد.

۵.۲ پیوند دادن عراق با ۱۱ سپتامبر
هرچند هیچ مدرک محکمه‌پسندی برای ارتباط مستقیم عراق با حملات ۱۱ سپتامبر وجود نداشت، اما:
با تکرار مداوم واژه‌هایی چون «صدام»، «تروریسم»، «القاعده» و «۱۱ سپتامبر» در یک قاب خبری، در ذهن مخاطب پیوندی ضمنی ایجاد شد؛
نظرسنجی‌های آن دوره نشان می‌داد درصد قابل توجهی از شهروندان آمریکایی باور داشتند که عراق در ۱۱ سپتامبر نقش داشته است، درحالی‌که این ادعا از نظر اطلاعاتی تأیید نشده بود.
این، قدرت رسانه‌ها در «کدگذاری احساسی» است: قرار دادن تصاویر و کلمات کنار هم، بدون لزوماً گفتن مستقیم، اما با تاثیر ذهنی عمیق.

۵.۳ زیباسازی جنگ: «شوک و وحشت» به‌عنوان نمایش تلویزیونی
آغاز حمله به بغداد، با نام عملیاتی «Shock and Awe»، تبدیل به یک نمایش تلویزیونی شد:
تصاویر انفجارهای شبانه، آتش توپخانه، و موشک‌هایی که آسمان بغداد را می‌شکافتند، در بسیاری از شبکه‌ها به‌صورت زنده پخش شد؛
این تصاویر، از زاویه‌ی دید دوربین‌های همسو با نیروهای ائتلاف، بیشتر به «نمایش قدرت تکنولوژیک» شبیه بود تا نمایش رنج انسانی.
جنبه‌ی انسانی جنگ ــ قربانیان غیرنظامی، تخریب زیرساخت‌ها، آوارگی ــ به‌مراتب کمتر برجسته می‌شد. جنگ، در قاب رسانه‌ی مسلط، به یک عملیات «تمیز، دقیق و هوشمند» شبیه‌سازی شد.

۵.۴ حاشیه‌سازی و برچسب زدن به مخالفان
در دوره‌ی قبل و ابتدای جنگ:
مخالفان جنگ، چه در داخل آمریکا و اروپا، و چه در جهان عرب، گاهی به‌عنوان «ساده‌لوح»، «ضد آمریکایی» یا حتی «هم‌صدا با دیکتاتورها» معرفی شدند؛
بدین ترتیب، فضا برای بحث عقلانی و نقد جدی تنگ شد، و دوگانه‌ای ساده «با ما / علیه ما» شکل گرفت.
این دوگانه، همان چیزی بود که بوش بعد از ۱۱ سپتامبر به‌صراحت مطرح کرد: «هرکس با ما نیست، علیه ماست.» رسانه‌ها، آگاهانه یا ناآگاهانه، این دوگانه را بازتولید کردند.

۶. اجرای اشغال:
  فروپاشی ساختار دولت و شروع هرج‌ومرج  


با سقوط بغداد در آوریل ۲۰۰۳، مرحله‌ی اشغال آغاز شد. اما نحوه‌ی مدیریت این مرحله، به‌نوعی ریشه‌ی بسیاری از بحران‌های بعدی عراق را شکل داد.

۶.۱ انحلال ارتش و ساختار بعث
یکی از نخستین تصمیمات حاکمیت موقت آمریکا در عراق، انحلال ارتش عراق و ممنوعیت فعالیت اعضای حزب بعث در ساختار جدید بود. این تصمیم چند پیامد مهم داشت:
◼️ صدها هزار نظامی و کارمند آموزش‌دیده، یک‌شبه بیکار و تحقیر شدند؛
◼️ بخشی از این نیروها، به‌دلیل از دست دادن جایگاه و معیشت، جذب گروه‌های مسلح و شورشی شدند؛
◼️ خلأ امنیتی عظیمی شکل گرفت که نه ارتش جدید و نه نیروهای آمریکایی قادر به پُر کردن آن به شکلی پایدار نبودند.
همین تصمیم، عملاً یکی از موتورهای اصلی خشونت و بی‌ثباتی سال‌های بعد شد: شورش‌های سنی، گروه‌های مسلح بعثی، و بعدها ترکیب این نیروها با جریان‌های تکفیری.

۶.۲ طرح ملت‌سازی از بالا: انتخابات بدون دولتِ کارآمد
آمریکا تلاش کرد در مدت نسبتاً کوتاهی:
◼️ قانون اساسی جدیدی برای عراق تدوین شود؛
◼️ انتخابات برگزار شود؛
◼️ و ساختار سیاسی مبتنی بر نظام سهمیه‌ای قومی-مذهبی (شیعه، سنی، کرد) شکل بگیرد.

مشکل این بود که:
◼️ زیرساخت‌های دولت، ارتش، پلیس و خدمات عمومی یا تخریب شده بود یا فلج؛
◼️ اختلافات تاریخی و هویتی که پیش‌تر زیر چتر دیکتاتوری سرکوب شده بود، اکنون با قدرت انفجار بیرون زد؛
◼️ و مداخله‌ی بازیگران منطقه‌ای و جهانی، این شکاف‌ها را به خطوط درگیری تبدیل کرد.
◼️ ملت‌سازی از بالا، بدون پایه‌های اقتصادی-اجتماعی و بدون برقراری امنیت، نتیجه‌ای جز تعمیق فرقه‌گرایی و بی‌اعتمادی عمومی نداشت.
​​​​​​​
۶.۳ زندان‌ها، شکنجه و از دست رفتن مشروعیت اخلاقی
تصاویر زندان ابوغریب و ماجرای شکنجه و تحقیر زندانیان عراقی توسط نیروهای آمریکایی، ضربه‌ی بزرگی به روایت اخلاقی جنگ وارد کرد:
◼️ در حالی‌که جنگ با شعار «حقوق بشر» و «آزادی» توجیه شده بود، در عمل، نقض فاحش حقوق انسان‌ها در بازداشتگاه‌ها ثبت شد؛
◼️ این ماجرا به یکی از ابزارهای تبلیغاتی مهم برای گروه‌های ضدآمریکایی در عراق و منطقه تبدیل شد.
مشروعیت اخلاقی جنگ که از ابتدا هم شکننده بود، بعد از این افشاگری‌ها بیش از پیش زیر سؤال رفت؛ هم در افکار عمومی جهانی و هم در میان بخشی از جامعه‌ی آمریکا.

۷. پیامدهای اشغال بر عراق:
  فروپاشی، خشونت، هویت‌های زخمی  


اشغال عراق فقط تغییر یک رژیم نبود؛ تغییر عمیق در بافت جامعه، هویت‌ها و آینده‌ی نسل‌ها بود.

۷.۱ کشته‌ها، آوارگان و زخمی‌های خاموش
آمار دقیق تلفات جنگ و اشغال، محل اختلاف است، اما:
◼️ صدها هزار عراقی در اثر مستقیم جنگ، ترور، انفجار و خشونت‌های فرقه‌ای کشته شدند؛
◼️ میلیون‌ها نفر آواره‌ی داخلی یا مهاجر به کشورهای دیگر شدند؛
◼️ زیرساخت‌ها (برق، آب، بیمارستان، مدرسه) به‌شدت آسیب دید و سال‌ها بهبود نیافت.
این اعداد، فقط آمار نیستند؛ هر کدام، داستان خانواده‌هایی است که زندگی‌شان از هم پاشید و تجربه‌ی جمعی از رنج و بی‌اعتمادی نسبت به هر قدرت خارجی و حتی داخلی شکل گرفت.

۷.۲ فرقه‌گرایی و جنگ داخلی
ساختار جدید قدرت و سهمیه‌بندی مذهبی/قومیتی:
◼️ شکاف تاریخی میان شیعه و سنی را که پیش‌تر زیر کنترل دولت بعث بود، به روی صحنه آورد؛
◼️ گروه‌های مسلح سنی، بخشی در چارچوب مقاومت علیه اشغال و بخشی با انگیزه‌های فرقه‌ای، وارد جنگ با نیروهای آمریکایی و همچنین نیروهای شیعه شدند؛
◼️ خشونت‌های متقابل، ترورهای هدف‌مند، بمب‌گذاری در مساجد و بازارها، عملاً عراق را در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ به آستانه‌ی یک جنگ داخلی تمام‌عیار رساند.
​​​​​​​
۷.۳ زمینه‌سازی برای ظهور داعش
در دهه‌ی بعد، ترکیب سه عامل:
◼️ شبکه‌های بعثی-نظامی ناراضی؛
◼️ گروه‌های جهادی-تکفیری که از جنگ عراق و بعداً از بحران سوریه تغذیه شدند؛
◼️ و خلأهای سیاسی-امنیتی در مناطق سنی‌نشین؛ به ظهور داعش انجامید؛ گروهی که در ۲۰۱۴ توانست بخش‌های وسیعی از عراق و سوریه را اشغال کند.
به‌عبارت دیگر، وارث واقعی اشغال ۲۰۰۳، نه دموکراسی لیبرال، بلکه هیولایی بود که از دل خشونت، تحقیر و فروپاشی ساختار دولت سربرآورد.​​​​​​​​​​​​​​


۸. پیامدهای منطقه‌ای و جهانی:
  بحران مشروعیت آمریکا و تغییر معادله‌ی قدرت  


اشغال عراق فقط عراق را تغییر نداد؛ اعتبار، مشروعیت و نقش آمریکا در نظام بین‌الملل را هم به چالش کشید.

۸.۱ فرسایش مشروعیت اخلاقی و سیاسی آمریکا
با گذشت چند سال از شروع جنگ:
◼️ هیچ سلاح کشتار جمعی‌ای در عراق پیدا نشد؛
◼️ گزارش‌های متعدد نشان دادند بخش‌هایی از اطلاعات ارائه‌شده برای توجیه جنگ، غلط، مبهم یا دست‌کاری‌شده بوده است؛
◼️ افکار عمومی جهان، و حتی بخشی از جامعه‌ی آمریکا، به این نتیجه رسیدند که جنگ بر پایه‌ی دروغ یا دست‌کم فریب افکار عمومی آغاز شده است.
این بحران مشروعیت، در سیاست آمریکا نسبت به دیگر پرونده‌ها هم اثر گذاشت؛ از برنامه‌ی هسته‌ای ایران تا مداخلات بعدی در لیبی و سوریه.

۸.۲ تغییر در رفتار بازیگران منطقه‌ای
سقوط صدام:
◼️ تهدید نظامی مستقیم علیه برخی کشورهای عرب خلیج فارس را از بین برد؛
◼️ اما در مقابل، نگرانی‌های جدیدی از نفوذ ایران، گسترش گروه‌های مسلح غیردولتی، و بی‌ثباتی مرزی ایجاد کرد.

کشورهای منطقه در واکنش:
◼️ برخی بر ائتلاف‌های امنیتی نزدیک‌تر با آمریکا و بعدها اسرائیل تأکید کردند؛
◼️ برخی دیگر، به دنبال توسعه‌ی ظرفیت‌های مستقل نظامی و امنیتی خود رفتند؛
◼️ و بعضی مانند ایران، فرصت را برای افزایش نفوذ سیاسی و امنیتی در عراق و منطقه مغتنم شمردند.

۸.۳ تأثیر بر نظم بین‌الملل
جنگ عراق به چین و روسیه این پیام را داد که:
◼️ آمریکا آماده است در صورت نیاز، خارج از چارچوب سنتی سازمان ملل عمل کند؛
◼️ و اگر آن‌ها می‌خواهند در آینده منافع خود را حفظ کنند، باید برای افزایش قدرت نظامی و نفوذ سیاسی‌شان آماده شوند.
می‌توان گفت در سطحی بلندمدت، اشغال عراق یکی از عواملی بود که به شکل‌گیری نظم چندقطبی‌تر و رقابت‌های شدیدتر میان قدرت‌ها منجر شد؛ نظمی که امروز در قالب تنش‌های متعدد بین قدرت‌ها بروز دارد.

۹. رسانه، روایت و حافظه‌ی جمعی:
  جنگی که هنوز تمام نشده   


هر جنگی، گذشته از ابعاد عینی‌اش، یک نبرد روایتی هم هست؛ نبرد بر سر این‌که چه کسی داستان جنگ را چگونه تعریف می‌کند. جنگ عراق نمونه‌ی روشن این نبرد روایتی است.

۹.۱ روایت‌های متضاد
دهه‌ها بعد از آغاز جنگ، هنوز روایت واحدی درباره‌ی آن وجود ندارد:
◼️ در روایت رسمی اولیه‌ی آمریکا، جنگ اقدامی دفاعی و اخلاقی برای جلوگیری از تهدید و آزادسازی ملت عراق بود؛
◼️ در روایت بسیاری از منتقدان، این جنگ یک اشغال غیرقانونی، مبتنی بر دروغ و منافع امپریالیستی بود؛
◼️ در درون عراق، روایت‌ها پیچیده‌ترند: برخی آن را سقوط دیکتاتوری می‌بینند، برخی آغاز فروپاشی کشور، و برخی ترکیبی از هر دو.
این تنوع روایت‌ها، خود بخشی از زخم جنگ است؛ زخم بر حافظه‌ی جمعی ملت‌ها.

۹.۲ سینما، مستند و بازنمایی جنگ
در سال‌های بعد، ده‌ها فیلم، مستند و کتاب درباره‌ی جنگ عراق ساخته و نوشته شد:
◼️ برخی از زاویه‌ی سربازان آمریکایی، تمرکز را روی تجربه‌ی فردی جنگ، تروما و بازگشت به خانه گذاشتند؛
◼️ برخی دیگر، از زاویه‌ی قربانیان عراقی، تخریب، خشونت و اشغال را به تصویر کشیدند؛
◼️ و تعدادی از آثار، به نقد نقش رسانه‌ها و سیاستمداران در فریب افکار عمومی پرداختند.
این بازنمایی‌ها، بخشی از فرآیند بازنگری تاریخی و نقد قدرت است؛ تلاشی برای جلوگیری از تکرار چنین جنگ‌هایی، حتی اگر تضمینی برای موفقیت آن وجود نداشته باشد.
​​​​​​​
۹.۳ جنگ عراق به‌عنوان «درس» یا «هشدار»
در سال‌های بعد، هرگاه بحث مداخله‌ی نظامی جدیدی مطرح می‌شود (مثلاً در سوریه، ایران یا جاهای دیگر)،
جنگ عراق به‌عنوان مثال هشداردهنده مطرح می‌شود:
◼️ خطر اطلاعات غلط؛
◼️ هزینه‌ی انسانی و مالی عظیم؛
◼️ پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی.
به‌نوعی، جنگ عراق تبدیل شده است به «شبحی» که بر سر هر بحث مداخله‌ی نظامی جدید در سیاست آمریکا و غرب سایه می‌اندازد.

۱۰. جمع‌بندی:
  جنگی برای چه، و به سود چه کسی؟  


اشغال عراق در ۲۰۰۳، اگرچه در ظاهر با زبان «امنیت» و «آزادی» توجیه شد، اما در واقع، تلاقی پیچیده‌ای از منافع ژئوپلیتیک، اقتصادی، ایدئولوژیک و رسانه‌ای بود.
از یک سو:
◼️ آمریکا تلاش کرد با این جنگ، موقعیت هژمونیک خود را تثبیت کند؛
◼️ به دنیا نشان دهد که در عصر پساشوروی، اراده‌ی مطلق برای شکل‌دهی به نظم جهانی دارد؛
◼️ و در عین حال، دسترسی استراتژیک به منابع حیاتی و موقعیت‌های ژئوپلیتیک کلیدی را تضمین کند.

از سوی دیگر:
◼️ این جنگ، عراق را وارد چرخه‌ای از خشونت، فروپاشی و بازسازی فرسایشی کرد که اثراتش تا امروز ادامه دارد؛
◼️ مشروعیت اخلاقی و سیاسی آمریکا را تضعیف کرد؛
◼️ به گسترش بدبینی نسبت به شعارهای دموکراسی‌خواهی و حقوق بشریِ غرب دامن زد؛
◼️ و با ایجاد خلأهای امنیتی و سیاسی، زمینه را برای ظهور گروه‌هایی چون داعش فراهم نمود.

در سطح رسانه‌ای، جنگ عراق نشان داد که:
◼️ چگونه می‌توان با ترکیب ترس، شوک، و روایت‌سازی حرفه‌ای، افکار عمومی را برای یک جنگ بزرگ آماده کرد؛
◼️ و چگونه، پس از روشن شدن ابعاد واقعی، همان رسانه‌ها ناگزیر می‌شوند بخشی از نقش خود را در این فریب جمعی بازنگری کنند، هرچند غالباً دیر.
​​​​​​​
سؤال کلیدی این است: این جنگ، به سود چه کسی تمام شد؟
◼️ شرکت‌های اسلحه‌سازی و برخی پیمان‌کاران نظامی و نفتی، سودهای کلان بردند؛
◼️ برخی بازیگران منطقه‌ای توانستند نفوذ خود را افزایش دهند؛
◼️ اما برای مردم عراق، و برای بسیاری از شهروندان عادی در آمریکا و جهان، جنگ معنایی جز ناامنی، بی‌اعتمادی و زخم‌های بلندمدت نداشت.

اگر بخواهیم در یک جمله، خلاصه‌ای تحلیلی بدهیم:
اشغال عراق نه‌فقط پروژه‌ای برای تغییر رژیم، بلکه تلاش ناموفق برای مهندسی خاورمیانه به‌نفع هژمونی آمریکا بود؛ تلاشی که با هزینه‌ی انسانی و اخلاقی عظیم، در نهایت خودِ این هژمونی را هم دچار بحران کرد.​​​​​​​


تهیه و تنظیم: مهدی جمالیان​​​​​​​

نام فیلم / مستندنوعسال ساختکشور / تولیدکنندهکارگردانموضوع / محور اصلی
No End in Sightمستند2007آمریکاCharles Fergusonنقد تصمیمات سیاسی و اداری آمریکا بعد از اشغال (انحلال ارتش، دی‌بعثی‌سازی) و ریشه‌های هرج‌ومرج و جنگ داخلی.
Control Roomمستند2004آمریکا / قطرJehane Noujaimپشت صحنه پوشش خبری جنگ عراق در شبکه الجزیره و رسانه‌های غربی؛ تضاد روایت‌ها و جنگ رسانه‌ای.
Uncovered: The War on Iraqمستند2004آمریکاRobert Greenwaldکالبدشکافی بهانه‌های جنگ (WMD، ارتباط با ترور) و دروغ‌ها/تحریف‌های اطلاعاتی دولت بوش.
The War You Don’t Seeمستند2010بریتانیاJohn Pilgerنقد نقش رسانه‌های غربی در توجیه جنگ عراق و افغانستان؛ مصاحبه با روزنامه‌نگاران و مسئولان.
Fahrenheit 9/11مستند2004آمریکاMichael Mooreنگاه انتقادی و طنز سیاسی به بوش، ۱۱ سپتامبر، لابی‌های نفتی و روند رفتن به سمت جنگ عراق.
Frontline – Truth, War & Consequencesسری مستند تلویزیونی2003آمریکا (PBS)Michael Kirkبررسی تصمیم‌گیری‌های پشت پرده دولت بوش، پروژه تغییر رژیم و پیامدهای اولیه اشغال.
Frontline – The War Behind Closed Doorsمستند تلویزیونی2003آمریکا (PBS)Michael Kirkنقش نئومحافظه‌کاران، پنتاگون و کاخ سفید در معماری جنگ؛ بحث دکترین بوش و «محور شرارت».
The War Tapesمستند2006آمریکاDeborah Scrantonفیلمی مونتاژ شده از ویدیوهایی که خودِ سربازان آمریکایی در عراق گرفته‌اند؛ تجربه از درون واحدهای رزمی.
Gunner Palaceمستند2004آمریکاMichael Tucker, Petra Epperleinزندگی روزمره سربازان آمریکایی در یک کاخ سابق صدام در بغداد؛ ترکیب رپ، طنز تلخ و خشونت.
Standard Operating Procedureمستند2008آمریکاErrol Morrisبازخوانی ماجرای شکنجه و تحقیر زندانیان در ابوغریب و پرسش از مسئولیت فردی/سیستمی.
Taxi to the Dark Sideمستند2007آمریکاAlex Gibneyشکنجه و بازداشت‌های غیرقانونی آمریکا در افغانستان، عراق (ابوغریب) و گوانتانامو؛ نقد «جنگ علیه ترور».
Iraq in Fragmentsمستند2006آمریکاJames Longleyسه پرتره از کردها، شیعیان و سنی‌ها در عراق پس از اشغال؛ نگاه شاعرانه و بسیار تصویری به فروپاشی جامعه.
About Baghdadمستند2004آمریکا / عراقSinan Antoon و دیگرانبازگشت یک شاعر عراقی به بغداد پس از سقوط صدام؛ گفت‌وگو با مردم درباره اشغال، امید و ناامیدی.
The Dreams of Sparrowsمستند2005عراق / آمریکاHayder Daffarمصاحبه‌های خیابانی در بغداد ۲۰۰۳–۲۰۰۴؛ احساسات متضاد عراقی‌ها نسبت به سقوط صدام و حضور آمریکا.
Inside Iraq: The Untold Storiesمستند2004آمریکاMike Shileyسفر یک فیلم‌ساز مستقل در عراق و نمایش وجوهی از جنگ و اشغال که در رسانه‌های اصلی دیده نمی‌شود.
The Hurt Lockerفیلم داستانی2008آمریکاKathryn Bigelowپرتره یک تیم خنثی‌سازی بمب در عراق؛ تجربه روانی سرباز، اعتیاد به آدرنالین و بی‌معنایی جنگ.
Green Zoneفیلم داستانی2010آمریکا / فرانسهPaul Greengrassافسر آمریکایی در بغداد، دنبال حقیقت درباره WMD می‌گردد و به دروغ‌های اطلاعاتی و بازی سیاسی می‌رسد.
In the Valley of Elahفیلم داستانی2007آمریکاPaul Haggisپدری که به دنبال پسر سربازش بعد از بازگشت از عراق است؛ تأثیر روانی جنگ بر سربازان و جامعه آمریکایی.
American Sniperفیلم داستانی2014آمریکاClint Eastwoodداستان تک‌تیرانداز نیروی دریایی آمریکا در عراق؛ روایت بحث‌برانگیز از «قهرمان/قاتل» و نگاه آمریکامحور.
Jarheadفیلم داستانی2005آمریکاSam Mendesدرباره جنگ خلیج فارس؛ برای زمینه‌سازی فرهنگ جنگ در ارتش آمریکا مفید است.
Generation Killمینی‌سریال2008آمریکا (HBO)Susanna White و دیگرانروایت واحد تفنگداران دریایی در موج اول تهاجم به عراق ۲۰۰۳؛ جزئیات نظامی و نگاه انتقادی به فرماندهی.
Route Irishفیلم داستانی2010بریتانیا / فرانسهKen Loachنگاهی چپ‌گرایانه به نقش نیروهای خصوصی امنیتی در عراق و فساد و مصونیت آن‌ها.
Redactedفیلم داستانی2007آمریکاBrian De Palmaبازسازی جنایت واقعی سربازان آمریکایی علیه خانواده‌ای عراقی؛ نقد خشونت ساختاری و نقش رسانه.
Turtles Can Flyفیلم داستانی2004ایران / عراق / فرانسهBahman Ghobadiداستان کودکان کُرد در مرز عراق و ترکیه قبل از حمله ۲۰۰۳؛ مین‌ها، جنگ و انتظار اشغال.

فهرستی از معروف‌ترین و تأثیرگذارترین فیلم‌هایی با موضوع اشغال عراق 2003

​منتخب عکس های
اشغال عراق 2003