مقاومت در ایران 
تحلیل جامع از مقاومت در ایران در سه دوره تاریخی 
پیش از اسلام، دوران اسلامی و ایران معاصر



مفهوم مقاومت در ایران، یکی از بنیادین‌ترین مفاهیم در تاریخ، فرهنگ، سیاست و هویت ملی و دینی ایرانیان است. از دوران باستان تا انقلاب اسلامی، و از جنگ تحمیلی تا دوران معاصر، مقاومت در اشکال گوناگون (سیاسی، نظامی، فرهنگی، اقتصادی و حتی نرم‌افزاری) جلوه‌گر بوده و بخشی جدایی‌ناپذیر از حافظه جمعی مردم ایران را تشکیل می‌دهد.

مفهوم مقاومت در ایران؛
از دفاع ملی تا راهبرد منطقه‌ای


در ادبیات سیاسی ایران، «مقاومت» تنها به معنای مقابله با دشمن یا تهدید خارجی نیست؛ بلکه مفهومی چندلایه است که هم ریشه در تجربه تاریخی ملت ایران دارد و هم در چهار دهه گذشته به راهبردی سیاسی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.

از دوران مشروطه تا ملی شدن نفت، واژه‌ی مقاومت در ایران با مفاهیمی چون استقلال، ایستادگی در برابر استعمار و حفظ هویت ملی گره خورده بود.
اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، این واژه معنایی نو یافت: مقاومتی در برابر سلطه‌طلبی قدرت‌های جهانی، به‌ویژه ایالات متحده و اسرائیل.

در این چارچوب، «مقاومت» نه فقط به معنای نظامی، بلکه مجموعه‌ای از مواضع سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است که هدف آن حفظ استقلال کشور در برابر فشارهای خارجی است. از همین رو، جمهوری اسلامی ایران مفهوم «محور مقاومت» را در سیاست منطقه‌ای خود شکل داد؛ محوری که شامل گروه‌ها و جنبش‌هایی در لبنان، فلسطین، سوریه، عراق و یمن است و بر پایه‌ی اصل مقابله با اشغال، تجاوز و نفوذ بیگانگان تعریف می‌شود.

مقاومت در ایران، در عرصه داخلی نیز ریشه در تجربه‌ی دفاع مقدس (جنگ ایران و عراق) دارد. آن جنگ، مفهومی تازه از همبستگی، ایثار و دفاع را در حافظه جمعی ایرانیان نهادینه کرد و باعث شد واژه‌ی «مقاومت» از سطح شعار سیاسی به سطح ارزش ملی و فرهنگی ارتقا یابد.

در سطح بین‌المللی، ایران تلاش کرده است این مفهوم را به عنوان مدلی برای استقلال و خوداتکایی ملت‌ها ترویج کند؛ مدلی که در برابر الگوی وابستگی به قدرت‌های غربی قرار می‌گیرد. از نگاه تهران، مقاومت نه صرفاً مقابله با دشمن، بلکه روش زیست سیاسی و اخلاقی در جهانی نابرابر است.
با این حال، این مفهوم در عرصه جهانی با تفسیرهای گوناگون روبه‌رو است. برخی کشورها و رسانه‌های غربی، سیاست مقاومت ایران را به عنوان ابزار نفوذ منطقه‌ای تفسیر می‌کنند، در حالی که از دید تهران، این سیاست پاسخی است به دهه‌ها فشار، تحریم و تهدید نظامی.

در مجموع، می‌توان گفت:
«مقاومت در ایران» مفهومی است میان ایدئولوژی و راهبرد؛
هم بازتاب تجربه تاریخی ملت در برابر سلطه،
و هم ابزاری برای شکل دادن به توازن قدرت در خاورمیانه معاصر.​​​​​​​


در ادامه، یک تحلیل جامع از مقاومت در ایران در سه دوره تاریخی اصلی ارائه می‌شود:

  ۱. مقاومت در ایرانِ پیش از اسلام  

الف) مقاومت در برابر حمله اسکندر (331 ق.م)
پس از شکست شاهنشاه داریوش سوم، مقاومت محلی در مناطق شرقی ایران ادامه یافت.
فرماندهانی چون بسوس و آریوبرزن تا مدت‌ها با نیروهای مقدونی مقاومت کردند.
آریوبرزن، فرمانده پارسی که در دروازه‌های پارس (احتمالاً در نزدیکی یاسوج) در برابر اسکندر ایستادگی کرد، به نمادی از مقاومت ملی بدل شده است.

ب) مقاومت در برابر حمله اعراب (قرن ۷ میلادی)
پس از سقوط ساسانیان، برخی مناطق چون طبرستان، گیلان و خراسان سال‌ها در برابر فتح اسلامی مقاومت کردند.
پادشاهانی مانند یعقوب لیث صفاری (قرن ۹ میلادی) تلاش کردند هویت ایرانی و زبان فارسی را در برابر خلافت عربی حفظ کنند.

  ۲. مقاومت در دوران اسلامی  

الف) مقاومت فرهنگی علیه خلافت اموی و عباسی
جنبش‌های شعوبیه (برای برابری نژادی و فرهنگی ایرانیان با عرب‌ها)
احیای زبان فارسی و ادبیات ایرانی توسط شاعرانی چون رودکی، فردوسی، دقیقی

ب) مقاومت مذهبی و شیعی
تشیع در ایران از ابتدا با مقاومت همراه بود:
حمایت از اهل بیت (ع)
قیام‌های محلی مانند علویان طبرستان
قیام بابک خرمدین در قرن ۳ هجری (۹ میلادی) علیه خلافت عباسی نیز رنگی از مقاومت دینی و ملی داشت.

ج) مقاومت علیه حملات مغول و تیمور
گرچه مغول‌ها ایران را ویران کردند، اما مقاومت محلی مردم و نقش علمای دینی باعث حفظ ساختار فرهنگی شد.
در دوره تیموری نیز، برخی مناطق همچنان در برابر قدرت مرکزی ایستادگی کردند.

  ۳. مقاومت در ایران معاصر  

الف) مقاومت ضد استعماری و استبدادی
جنبش تنباکو (۱۳۰۹ قمری): نخستین مقاومت هماهنگ دینی-مردمی علیه استعمار اقتصادی بریتانیا، با فتوای مشهور میرزای شیرازی.
جنبش مشروطه (۱۲۸۵ شمسی): تلاش برای مقابله با استبداد سلطنتی و نفوذ قدرت‌های بیگانه.
قیام جنگل (میرزا کوچک‌خان) و قیام کلنل پسیان نمونه‌هایی از مقاومت نظامی و اصلاح‌طلبانه بودند.

ب) مقاومت علیه کودتاها و دیکتاتوری
کودتای ۱۲۹۹ (رضاخان) و ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (کودتای آمریکایی-انگلیسی علیه مصدق) با موجی از مقاومت روشنفکری و دینی همراه شد.
در دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی، گروه‌هایی چون فداییان اسلام، سازمان مجاهدین خلق (در ابتدای تأسیس)، و روحانیون انقلابی وارد میدان مقاومت شدند.

ج) انقلاب اسلامی ۱۳۵۷
اوج مقاومت مردمی، فرهنگی، دینی و سیاسی در برابر حکومت پهلوی.
رهبری امام خمینی، مساجد، هیئت‌ها و دانشجویان در سازماندهی این مقاومت نقش اساسی داشتند.

  ۴. مقاومت پس از انقلاب اسلامی  

الف) دفاع مقدس (جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹–۱۳۶۷)
نماد مقاومت ملی و اسلامی در برابر تجاوز رژیم بعث عراق با حمایت جهانی.
مقاومت در این دوره صرفاً نظامی نبود، بلکه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نیز بود.
شعار «ما مقاوم هستیم» تبدیل به هویت جمعی ملت شد.

ب) مقاومت منطقه‌ای (محور مقاومت)
ایران از دهه ۱۳۷۰ به بعد نقش فعالی در حمایت از گروه‌های مقاومت منطقه‌ای ایفا کرد:
حزب‌الله لبنان
گروه‌های فلسطینی (حماس، جهاد اسلامی)
نیروهای حشد الشعبی عراق
انصارالله یمن
این استراتژی به نام محور مقاومت شناخته می‌شود که مبتنی بر مقابله با سلطه آمریکا، اسرائیل و هم‌پیمانان منطقه‌ای است.

  ۵. مقاومت در قالب جنگ نرم و اقتصادی  

الف) مقاومت فرهنگی
در برابر تهاجم فرهنگی غرب، با استفاده از رسانه، سینما، آموزش دینی و تولید محتوای بومی.

ب) مقاومت اقتصادی
با اعمال تحریم‌های آمریکا (مخصوصاً پس از خروج از برجام)، ایران وارد مرحله «مقاومت اقتصادی» شد.
سیاست‌هایی مانند:
اقتصاد مقاومتی (تأکید مقام معظم رهبری)
تکیه بر توان داخلی و فناوری بومی
تقویت تولید داخل
​​​​​​​
​​​​​​​نتیجه‌گیری
مقاومت در ایران، تنها یک واکنش نظامی یا سیاسی نیست؛ بلکه ریشه در فرهنگ، دین، تاریخ و هویت دارد. چه در برابر اسکندر، مغول، خلافت عباسی، استعمار، شاه، صدام، یا تحریم‌های غربی، ملت ایران همواره الگویی از مقاومت پیوسته و چندوجهی بوده است. این مقاومت گاه به انقلاب، گاه به استقلال، گاه به ایثار، و گاه به توسعه بومی منتهی شده است.

​​​​​​​