سینما حقیقت (سینما وریته)

سینما وریته (Cinema Vérité) :


 

تاریخچه و تأثیر آن در سینمای مستند

 

سینما وریته (Cinema Vérité) یا "سینمای حقیقت"، یک سبک فیلم‌سازی مستند است که در دهه 1960 شکل گرفت و تأثیر عمیقی بر سینمای مستند و حتی داستانی گذاشت.

این جنبش بر واقع‌گرایی، ثبت بی‌واسطه رویدادها و حداقل دخالت فیلم‌ساز در جریان روایت تأکید دارد.

 

ریشه‌های سینما وریته

 

اصطلاح Cinema Vérité که به معنای "سینمای حقیقت" است، از مستندساز و نظریه‌پرداز روسی ژیگا ورتوف و ایده‌های او درباره‌ ی "سینمای چشم" الهام گرفته است.
ورتوف در دهه ۱۹۲۰ معتقد بود که دوربین باید حقیقت را همان‌طور که هست ثبت کند، بدون دخالت‌های نمایشی یا ساختگی.
اما سینما وریته به شکل مدرن خود در فرانسه و توسط مستندسازانی چون ژان روش (Jean Rouch) و ادگار مورَن (Edgar Morin) در اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ پدیدار شد.

نخستین نمونه برجسته این سبک فیلم "کرونیک یک تابستان" (Chronique d'un été - 1961) ساخته ژان روش و ادگار مورَن بود که در آن، مستندسازان به تعامل مستقیم با سوژه‌های خود پرداختند و واکنش‌های طبیعی آن‌ها را ثبت کردند.

 

 

ویژگی‌های سینما وریته

 

۱. ثبت بی‌واسطه زندگی واقعی: این سبک از دیالوگ‌های از پیش نوشته‌شده و صحنه‌پردازی‌های مصنوعی اجتناب می‌کند.
۲. استفاده از دوربین سبک و تجهیزات ساده: ظهور دوربین‌های 16 میلی‌متری سبک و تجهیزات صوتی پرتابل به مستندسازان اجازه داد تا به دل جامعه بروند و سوژه‌هایشان را در محیط واقعی فیلم‌برداری کنند.
3. تعامل فیلم‌ساز با سوژه: برخلاف مستندهای سنتی که معمولاً فیلم‌ساز در پشت صحنه باقی می‌ماند، در سینما وریته مستندساز گاهی خود را وارد روایت می‌کند.
4. عدم استفاده از موسیقی پس‌زمینه یا جلوه‌های ویژه: به‌جای آن، صدای طبیعی محیط و گفتگوها اصل داستان را پیش می‌برند.


 

مستندهای مهم در سبک سینما وریته

 

ژان روش (Jean Rouch)
کرونیک یک تابستان" (Chronique d'un été - 1961): یکی از مهم‌ترین مستندهای سینما وریته که زندگی مردم پاریس را در تابستان ۱۹۶۰ بررسی می‌کند.
من، یک سیاه‌پوستم" (Moi, un noir - 1958): مستندی درباره جوانان مهاجر آفریقایی که برای کار به ساحل عاج آمده‌اند.

 

ادگار مورَن (Edgar Morin)
کرونیک یک تابستان" (Chronique d'un été - 1961): همکاری او با ژان روش که پایه‌گذار سبک سینما وریته شد.

 

د. ای. پنه‌بیکر (D. A. Pennebaker)
دانت لوک بک" (Dont Look Back - 1967): مستندی درباره تور موسیقی باب دیلن در انگلستان که تأثیر زیادی بر سینمای مستند موسیقی گذاشت.
مونتری پاپ" (Monterey Pop - 1968): مستندی درباره جشنواره موسیقی راک مونتری که بخشی از جریان موسیقی دهه ۶۰ بود.

 

فردریک وایزمن (Frederick Wiseman)
تیت‌کات فولیز" (Titicut Follies - 1967): مستندی جنجالی درباره وضعیت اسفناک بیماران یک بیمارستان روانی در ماساچوست.
بیمارستان" (Hospital - 1970): نگاهی واقع‌گرایانه به عملکرد بیمارستانی در نیویورک.

 

آلبرت و دیوید میزلز (Albert and David Maysles)
"گیمه شلتر" (Gimme Shelter - 1970): مستندی درباره تور رولینگ استونز در سال ۱۹۶۹ و حادثه مرگبار کنسرت آلتامونت.
"گری گاردنز" (Grey Gardens - 1975): زندگی عجیب دو زن از اقوام خاندان کندی را در عمارتی متروکه به تصویر می‌کشد.


 

تأثیر سینما وریته بر مستندسازی جهان


جنبش سینما وریته تأثیر بسزایی بر مستندسازی مدرن گذاشت و الهام‌بخش سبک‌های مشابهی مانند "مستند مشاهده‌ای" (Direct Cinema) در ایالات متحده شد.

این سبک همچنان الهام‌بخش بسیاری از مستندسازان امروزی است که به دنبال نمایش واقعیت بدون واسطه و دست‌کاری هستند.

 

 

سینما حقیقت در ایران


در ایران نیز جشنواره بین‌المللی "سینما حقیقت از سال ۱۳۸۶ به‌منظور نمایش و حمایت از مستندهای واقع‌گرایانه تأسیس شد.

این جشنواره که توسط مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار می‌شود، محلی برای نمایش آثار مستندسازان ایرانی و بین‌المللی است و به معرفی و ترویج سینمای مستند متعهد و حقیقت‌گرا کمک می‌کند.

 

 

نتیجه‌گیری


سینما وریته به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سبک‌های مستندسازی، توانست مرز بین فیلم‌سازی و واقعیت را کم‌رنگ کند

و راه را برای مستندهایی که زندگی واقعی را همان‌طور که هست نشان می‌دهند، باز کند.

از ژان روش و ادگار مورَن در فرانسه گرفته تا د. ای. پنه‌بیکر، فردریک وایزمن و برادران میزلز در آمریکا، این سبک همچنان الهام‌بخش فیلم‌سازانی است که به دنبال نمایش حقیقت بدون واسطه و دست‌کاری هستند.